یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ
ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده اید، نباید مردانى به مردانِ دیگر ریشخند زنند، شاید آنان نزد خدا از اینان بهتر باشند،
وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ
ترجمه: و نباید زنانى به زنانِ دیگر ریشخند زنند، شاید آنان نزد خدا از اینان بهتر باشند،
وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ
ترجمه: و از یکدیگر عیب جویی نکنید و یکدیگر را با لقب ها و عنوان هاى بد یاد مکنید. آلوده شدن به گناه [یاد کردن مردم به بدى] پس از ایمان آوردن آنان نارواست،
وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛
ترجمه: و کسانى که از این گناهان توبه نکنند آنان ستمکارند.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛
ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده اید، از گمان هاى بد درباره دیگران بپرهیزید، چرا که پاره اى از گمان ها گناه است،
وَ لَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ
ترجمه: و درصدد کشف عیوب مردم برنیایید، و یکدیگر را غیبت نکنید آیا یکى از شما دوست دارد گوشت برادرش را که مرده است بخورد؟ از آن کراهت دارید و از خدا بترسید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.
قد يكون بين الناس من هو أحسَن منا، فعلينا أن نبتعد عن العُجب وَ أن لا تذكر عيوب الآخرين بكلام خفي أؤ بإشارة. فقد قال أمير المُؤمنين علي «أكبر العيب أن تعيب ما فيك مثله».
ترجمه: گاهی میان مردم کسی هست که از ما بهتر است، پس باید از خودپسندی دوری کنیم و عیب های دیگران را با سخنی پوشیده، یا با اشاره یاد نکنیم. امیر مؤمنان علی " فرموده اند: بزرگترین عیب آن است که عیبی بجویی که مانند آن در خودت هست.
تنصحنا الآية الأولى و تقول: لا تعيبُوا الآخرين؛ وَ لا تُلّقبولهم بألقاب يكرهونها. بئس العمل الفسوق؛ و من يفعل ذلك فهو من الظالمين.
ترجمه: آیهٔ نخست، ما را اندرز میدهد و میگوید: عیب جویی دیگران را نکنید و به آنان لقب هایی که ناپسند میدارند ندهید. آلوده شدن به گناه بد است و هرکس چنین کند در این صورت از ستمگران است.
إذن فقد حرّم الله تعالى في هاتين الآيتين:
ترجمه: بنابراین، خدای بلندمرتبه در این دو آیه حرام ساخته است:
الاستهزاء بالآخرين، و تسميتهم بالأسماء القبيحة.
ترجمه: ریشخند زدن به دیگران، و نامیدن آنها با اسم های زشت.
سوء الظن، و هو اتهام شخص لشخص آخر بدون دليل منطقي.
ترجمه: بدگمانی، و آن، اتهام زدن کسی به کسی دیگر بدون دلیلی منطقی است.
التجسس، وَ هوَ مُحاولة قبيحة لكشف أسرار الناس لفضحهم وّ هو من كبائر الذنوب في مكتبنا و من الأخلاق السیئه
ترجمه: جاسوسی، و آن، تلاشی زشت برای آشکار ساختن رازهای مردم برای رسوا کردنشان که این کار در آیین ما از گناهان بزرگ است؛ همچنین از اخلاق بد به شمار میرود.
و الغيبة، وَ هي من أهم أسباب قطع التواصل بين الناس.
ترجمه: غیبت، و آن از مهمترین دلیل های قطع ارتباط میان مردم است.
سَمَّى بعض المُفسرين سورة الحجرات التي جاءت فيها هاتان الآيتان بسورة الأخلاق.
ترجمه: برخی گزارندگان سورهٔ حجرات را که در آن این دو آیه آمده، سورهٔ اخلاق نامیده اند.
عَیِّن الصَّحيحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرس. (ترجمه: درست و نادرست را بر حسب متن درس مشخص کن.)
۱- سَمَّي بَعضُ الْمُفَسِّرينَ سورَةَ الْحُجُراتِ بِعَروسِ الْقُرآنِ. ꭓ (برخی از مفسران سوره حجرات را عروس قرآن نامیدند.)
۲- حَرَّمَ الله في هاتَينِ الْآيَتَينِ الِإسْتِهْزاءَ وَ الْغيبَةَ فَقَطْ. √ (خداوند فقط در این دو آیه ریشخند زدن و غیب را حرام کرده است.)
۳- اَلْغيبَةُ هيَ أَنْ تَذْکُرَ أَخاكَ وَ أُختَكَ بِما يَکْرَهانِ. √ (غیبت آن است که از برادرت و خواهرت یاد کنی درباره آنچه ناپسند می دارند.)
۴- إنّ الله يَنْهَي النّاسَ عَنِ السُّخْريَّةِ مِنَ الْآخَرينَ. √ (همانا خداوند مردم را از مسخره کردن دیگران بازمی دارد.)
۵- اَلسَّعْيُ لِمَعرِفَةِ أَسرارِ الْآخَرينَ أَمرٌ جَميلٌ. ꭓ (کوشش برای آگاهی از رازهای دیگران کار زیبایی است.)
اعلموا= بدانید
اسم التفضيل و اسم المکان
اسم تفضيل مفهوم برتری دارد و بر وزن (أفعل) در زبان عربی است.
اسم تفضيل معادل (صفت برتر) و (صفت برترين) است؛ مثال: کبير: بزرگ؛ أکبر: بزرگ تر، بزرگ ترين / حسن: خوب، أحسن: خوب تر، خوب ترين
آسيا أکبر من أوروبا. آسيا بزرگ تر از اروپا ست.
آسيا أکبر قارات العالم. آسيا بزرگ ترين قاره های جهان است.
آسيا أکبر قارة في العالم. آسيا بزرگ ترين قاره در جهان است
جبل دماوند أعلی من جبل دنا. کوه دماوند بلندتر از کوه دناست
جبل دماوند أعلی جبال إيران. کوه دماوند بلندترين کوه های ايران است.
جبل دماوند أعلی جبل في إيران. کوه دماوند بلندترين کوه در ايران است.
أفضل الناس أنفعهم للناس. بهترين مردم سودمندترينشان برای مردم است.
■ گاهی وزن اسم تفضيل به اين شکل ها می آيد:
أغلی: گران تر، گران ترين / أعلی: بلندتر، بلندترين / أقلّ: کمتر، کمترين / أحبّ: محبوب تر، محبوب ترين
■ مؤنث اسم تفضيل بر وزن ( فُعلی) می آيد؛ مثال: فاطمة الکبری: فاطمۀ بزرگ تر، زينب الصُغری: زينب کوچک تر
اسم تفضيل در حالت مقايسه بين دو اسم مؤنث معمولا بر همان وزن (أفعل) می آيد؛ مثال: فاطمة أکبر من زينب.
■ غالبا جمع اسم تفضيل بر وزن (أفاعل) است؛ مثال: أراذل جمع أرذل و أفاضل جمع أفضل است. إذا ملک الأراذل هلك الأفاضل.
■ هرگاه اسم تفضيل همراه حرف جر (من) باشد، معنای (برتر) دارد؛ مثال: هذا أکبر من ذاك. اين از آن بزرگ تر است. و هرگاه اسم تفضيل مضاف واقع شود، معنای (برترين) دارد؛ مثال: سورة البقرة أکبر سورة في القرآن. سورۀ بقره بزرگ ترين سوره در قرآن است.
اِخْتَبِرْ نَفْسَكَ: تَرجِمِ الأحاديثَ التّاليَةَ، ثُمَّ ضَعْ خَطّاً تَحتَ اسْمِ التَّفضيلِ.
(خودت را بیازما: احادیث زیر را ترجمه کن؛ سپس خطی را زیر اسم تفضیل بگذار[بکش].)
۱- سُئِلَ رَسولُ اللهِ: من أحَبُّ النّاسِ إلَي اللهِ. قال: أنفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ.
(از پیامبر پرسیده شد: چه کسی دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند است. او گفت: سودمنترین مردم برای مردم.)
2- أعْلَمُ النّاسِ، مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النّاسِ إلَي علمه. ꭓ (داناترین مردم کسی است که دانش مردم را به دانش خود بیفزاید.)
۳- أفضلُ الأعمال الكسبُ مِن الحلال. (رسول الله) √ (برترین کارها کسب از راه حلال است.)
■ دو کلمه «خَيْر» و «شَرّ» علاوه بر اينکه به معناي «خوبي» و «بدي» هستند، مي توانند به معناي اسم تفضيل نيز بيايند؛ در اين صورت، معمولاً بعد از آن حرف جرّ «مِنْ» است، يا به صورتِ «مضاف» مي آيد؛ مثال:
1- تفكّرُ ساعة خيرٌ مِن عبادة سَبعينَ سَنة. (رسول الله) ساعتی انديشيدن بهتر از عبادت هفتاد سال است.
2- شَرُّ النّاسِ مَنْ لا يَعْتَقِدُ الأمانة و لا يجتنب الخيانة. (أمیر المؤمنین علي)
بدترين مردم كسى است كه پايبند به امانت نباشد و از خيانت دورى نكند.
۳- خيرُ الأمور أوسطها. (أمیر المؤمنین علي) بهترين کارها ميانه ترين آنهاست.
۴- حيَّ علی خَيرِ العَمل. به سوی بهترين کار بشتاب.
۱- حيّ: بشتاب
اخْتبِرْ نَفْسَكَ: تَرجِمِ العِباراتِ التاّليةَ. (ترجمه: خودت را بیازما؛ عبارت های زیر را ترجمه کن.)
1-﴿... رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الراحمين﴾ المؤمنون: 109
(پروردگارا؛ ما ایمان آوردیم پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.)
2- خيرُ إِخْوَانِكُمْ مَنْ أَهْدَى إِلَيْكُمْ عيوبكم. (رسول الله)
(بهترین برادرانتان کسی است که عیب هایتان را به شما هدیه کرد.)
3- ﴿ ليلة الْقَدْرِ خَيْر مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴾ القدر: 3
(شب قدر از هزار ماه بهتر است.)
4- مَن غلبت شهوته عقله فهُو شر مِن البَهائم
(هر کس شهوتش بر خردش چیره شد، پس او از چارپایان بدتر است.)
5- شرُّ الناس ذو الوجهين.(بدترین مردم انسان دوروست.)
1- أهدی: هديه کرد 2- غلبت: چيره شد
■ اسم مکان بر مکان دلالت دارد و بيشتر بر وزن مَفْعَل و گاهی بر وزن مَفْعِل و مَفْعَلة است؛ مثال: مَطبخ: آشپزخانه؛ مَصنع: کارخانه؛ مطعم: رستوران؛ ملعب: ورزشگاه؛ مطبعة: چاپخانه؛ مکتبة: کتابخانه؛ مَنزِل: خانه؛ مَحمِل: کجاوه
جمع اسم مکان بر وزن «مَفاعِل» است؛ مانند: مَدارِس، ملاعب، مطاعم و منازل.
اخْتبِرْ نَفْسَكَ: تَرجِمِ الآيتَيَنِ وَ العِبارَةَ، ثمَ عَيِّنِ اسْمَ المَکانِ وَ اسْمَ التفَّضيلِ.
(ترجمه: خودت را بیازما: آیه و عبارت را ترجمه کن؛ سپس اسم مکان و اسم تفضیل را مشخص کن.)
1 -﴿... وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ...﴾ النحل: 125
(و با بهترین طریق با ایشان مناظره کن؛ همانا خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده اند بهتر میداند.)
اسم تفضیل: أَحْسَنُ؛ أَعْلَمُ
2- ﴿وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أبقی﴾ (و آخرت بهتر و پایدارتر است.) اسم تفضیل: خَيْرٌ؛ أبقی
۳- کانت مَکتبة جندي سابور في خوزستان أکبرُ مَکتبة فِي العالم القديم.
(کتابخانه گندی شاپور در خوزستان بزرگترین کتابخانه در جهان کهن بود.) اسم مکان: مَکتبة / اسم تفضیل: أکبَر
1- جادل: ستيز کن 2- ضل: گمراه شد
در گروه های دو نفره شبيه گفت وگوی زير را در کلاس اجرا کنيد.
حوار = گفتگو
(في سوق مشهد) = در بازار مشهد
اَلزّائِرَةُ الْعَرَبيَّةُ=زیارت کننده عربی | بائِعُ الْمَلابِسِ=فروشنده لباس |
سَلامٌ عَلَيکُم.= درود بر شما. | عَلَيکُمُ السَّلامُ، مَرحَباً بِكِ.= درود بر شما. خوش آمدید. |
کَم سِعرُ هذَا الْقَميصِ الرِّجاليِّ؟=بهای این پیراهن مردانه چند است؟ | سِتّونَ أَلْفَ تومان.= شصت هزار تومان |
أُريدُ أَرخَصَ مِن هذا. هذِهِ الْأسَعارُ غاليَةٌ.=ارزان تر از این می خواهم. این قیمت ها گران است. | عِندَنا بِسِعْرِخَمسينَ أَلْفَ تومان. تَفَضَّلي اُنظُري. = قیمت پنجاه هزار تومان نیز داریم. بفرما؛ نگاه کن |
أَيُّ لَوْنٍ عِندَکُم؟=چه رنگی دارید؟ | أَبيَضُ وَ أَسوَدُ وَ أَزرَقُ وَ أَحمَرُ وَ أَصفر و بَنَفسَجيٌّ. = سفید، سیاه، آبی، قرمز، زرد و بنفش |
بِکَم تومان هذِهِ الْفَساتينُ؟=این پیراهن های زنانه چند است؟ | تَبدَأُ الْأسَعارُ مِن خَمْسَةٍ وَ سَبْعينَ أَلفا إلی خَمسَةٍ و ثَمانينَ أَلْفَ تومان.= قیمت ها از هفتاد و پنج هزار تومان شروع می شود تا هشتاد و پنج هزار تومان. |
اَلْأسْعارُ غاليَةٌ!= قیمت ها گران است. | سَيِّدَتي، يَخْتَلِفُ السِّعْرُ حَسَبَ النَّوعيّاتِ = بانوی من؛ قیمت بر اساس جنس تغییر می کند. |
بِکَم تومان هذِهِ السَّراويلُ؟=این شلوارها چند است. | السِّراویلُ الرِّجاليُّ بِتِسعينَ أَلف تومان و السِّراویلُ النِّسائيُّ بِخَمسَةٍ وَ تِسْعينَ أَلْفَ تومان.=شلوارهای مردانه نودهزار تومان و شلوارهای زنانه نودو پنج هزار تومان. |
أُريدُ سَراويلَ أَفضَلَ مِن هذِهِ. = شلوارهای بهتر از این می خواهم. | ذلِكَ مَتْجَرُ زَميلي، لَهُ سَراويلُ أَفضَلُ. = آن مغازه همکارم است؛ او شلوارهای بهتری دارد. |
في مَتجَرِ زَميلِهِ ... = در مغازه همکارش. | |
رَجاءً، أَعْطِني سِروالاً مِن هذَا النَّوعِ وَ ... = لطفا، شلواری از این نوع به من بده. کَم صارَ الْمَبلَغُ؟ = مبلغ چقدر شد؟ | صارَ الْمَبلَغُ مِئَتَينِ وَ ثَلاثينَ أَلْفَ تومان. = مبلغ دویست و سی هزار توام شد. أَعْطيني بَعدَ التَّخْفيضِ مِئَتَينِ وَ عِشْرينَ أَلْفاً. = پس از تخفیف دویست و ده هزار تومان به من بده. |
1- سِعْر: قيمت «جمع: أَسْعار» 2- نَوعيةَّ: جنس 3- مَتْجَر: مغازه 4- زَميل: همکار 5- تَخْفيض: تخفيف
اَلتَّمرينُ الأَوَّلُ: أَيُّ کَلِمَةٍ مِنْ کَلِماتِ مُعجَمِ الدَّرسِ تُناسِبُ التَّوضيحاتِ التّاليَةَ؟
(ترجمه: چه کلمه ای از کلمه های لغتنامه درس مناسب توضیحات زیر است.)
1- جَعَلَهُ حَراماً: حرَّمَ (ترجمه: آن را حرام قرار داد.)
2- اَلَّذي لَيسَ حَيّاً: میّت (ترجمه: کسی که زنده نیست.)
3- اَلذُّنوبُ الْکَبيرَةُ: کبائر (ترجمه: گناهان بزرگ.)
4- اَلَّذي يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ: توّاب (ترجمه: کسی که از بندگانش توبه را می پذیرد.)
5- تَسميَةُ الْآخَرينَ بِالْأسَماءِ الْقَبيحَةِ : تَنابُز بِالْأَلقابِ (ترجمه: نام های زشت به دیگران دادن.)
6- ذَکَرَ ما لا يَرْضَي بِهِ الْآخَرونَ في غيابِهِم: اِغْتابَ (ترجمه: یادکرد مطلبی در غیاب مردم به گونه ای که دیگران به آن راضی نیستند.)
اَلتَّمرينُ الثّاني: تَرْجِمْ هذِهِ الأَحاديثَ النَّبَويَّةَ، ثُمَّ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنكَ.
(ترجمه: این حدیث های پیامبر را ترجمه کن؛ سپس آنچه را از تو خواسته شده مشخص کن.)
1- حُسنُ الخلق نصف الدّين. رسول الله (المبتدأ و الخبر)
(خوش اخلاقي، نيمي از دين است.)/ المبتدأ: حُسنُ / الخبر: نصف
2- مَن ساءَ خلقُه عذّب نفسه. رسول الله (المفعول)
(هرکس اخلاقش بد باشد (بد شود)، خودش را عذاب مي دهد.)/ المفعول: نفس
3- إنما بُعثتُ لأتمّم مكارم الأخلاق. رسول الله (الفعل الماضي المجهول و المفعول)
(فقط به خاطر مکارم اخلاق (بزرگواريهاي اخلاق) برانگيخته شدم.)/ الفعل الماضي المجهول: بُعثتُ / المفعول: مكارم
4- اللهمّ كما حَسّنتَ خَلقي، فحَسّن خُلقي. رسول الله (الفعل الماضي و فعل الأمر)
(خدایا؛ همانطور که آفرينشم را نيکو گردانيدي، اخلاقم را هم نيکو بگردان.)/ الفعل الماضي: حَسّنتَ / فعل الأمر: حَسّن
5- ليسَ شيء أثقل في الميزان من الخُلق الحسن. رسول الله ( اسم التفضيل و الجار و المجرور)
(در ترازوي اعمال چیزی سنگین تر از خوش اخلاقي نيست.)/ اسم التفضيل: أثقل / الجار و المجرور: من الخُلق
1- ساء: بد شد 2- عذب: عذاب داد 3- لأ تمم: تا کامل کنم 4- حسنت: نيکو گردانيدی 5- ميزان: ترازو ؛ترازوی اعمال
اَلتَّمرينُ الثّالِثُ: تَرْجِمِ الأَفعالَ وَ الْمَصادِرَ التّاليَةَ. (ترجمه: فعل ها و مصدرهای زیر را ترجمه کن.)
اَلْماضي | اَلْمُضارِعُ وَ الْمُستَقبَلُ | اَلأَمْرُ وَ النَّهْيُ | اَلْمَصْدَر |
قَدْ أَحْسَنَ: نیکی کرده است | يُحْسِنُ: نيکي مي کند | أَحْسِنْ: نیکی کن | إحْسان: نيکي کردن |
اِقْتَرَبَ: نزديک شد | يَقْتَرِبونَ: نزدیک می شوند | لا تَقْتَرِبوا: نزدیک نشوید | اِقْتِراب: نزديک شدن |
اِنْکَسَر: شکسته شد | سَيَنْکَسِرُ: شکسته خواهد شد | لا تَنْکَسرْ: شکسته نشو | اِنْکِسار: شکسته شدن |
اسْتغْفَرَ: آمرزش خواست | يَسْتَغْفِرُ: آمرزش می خواهد | اِسْتَغْفِرْ: آمرزش بخواه | اِسْتِغفار: آمرزش خواستن |
ما سافَرْتُ: سفر نکردم | لا يُسافِرُ: سفر نمی کند | لا تُسافِرْ: سفر نکن | مُسافَرَة: سفر کردن |
تَعَلَّمَ: یاد گرفت | يَتَعَلَّمانِ: ياد مي گيرند | تَعَلَّمْ: یاد بگیر | تَعَلُّم: ياد گرفتن |
تَبادَلْتُم: عوض کردید | تَتَبادَلونَ: عوض می کنید | لا تَتَبادَلوا: عوض نکنيد | تَبادُل: عوض کردن |
قدْ علَّمَ: آموزش داده است | سَوْفَ يُعَلِّمُ: آموزش خواهد داد | عَلِّمْ: آموزش بده | تَعْليم: آموزش دادن |
اَلتَّمرينُ الرّابِعُ: اُكتُبِ الْعَمَليّاتِ الْحِسابيَّةَ التّاليَةَ کَالْمِثالِ: (ترجمه: عملیات حسابی زیر را مانند نمونه بنویس.)
1- عَشَرَةٌ زائِدُ أَرْبَعَةٍ يُساوي أَرْبَعَةَ عَشَرَ. 14 = 4+ 10 (ده بعلاوه چهار برابر چهارده است.)
2- مِئَةٌ تَقسيمٌ عَلَي اثْنَيْنِ يُساوي خَمْسينَ. 50 = 2 ⁒ 100 (صد تقسیم بر دو برابر پنجاه می شود.)
3- ثَمانيَةٌ في ثَلاثَةٍ يُساوي أَربَعَةً وَ عِشْرينَ. 24 =3 × 8 (هشت در سه برابر بیست و چهار می شود.)
4- سِتَّةٌ وَ سَبعونَ ناقِصُ أَحَدَعَشَرَ يُساوي خَمْسَةً وَ سِتّينَ. 65 = 11 – 76 (هفتاد و شش منهای یازده برابر شصت و پنج می شود.)
اَلتَّمرينُ الْخامِسُ: عَيِّنِ الْمَحَلَّ الْإعرابيَّ لِلْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَةِ. (ترجمه: محل اعرابی برای واژگان رنگی را مشخص کن.)
1- ﴿ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴾ الفتح: 26 (خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد.)
سَكِينَة: مفعول / رَسُولِ: مجرور به حرف جر
2- ﴿ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها ﴾ ا لبقرة: 286 (خداوند هیچ کس را مگر به اندازه تواناییش تکلیف نمي کند.)
اللَّهُ: فاعل / نَفْساً: مفعول
3- السُكوت ذهبٌ و الكلامُ فضةٌ. (رسول الله) (خاموشی طلا و سخن نقره است.)
الكلامُ: مبتدا / فضةٌ: خبر
4- أحبُّ عباد الله إلی الله أنفعهُم لعِباده. (رسول الله) (دوست داشتنی ترین بندگان خدا نزد خدا سودمندترین ایشان برای بندگانش است.)
أحبُّ: مبتدا / عباد: مضاف الیه / الله: مجرور به حرف جر / أنفع: خبر
5- عداوةُ العاقل خيرٌ مِن صداقةُ الجاهل. (دشمنی خردمند از دوستی نادان بهترست.)
عداوةُ: مبتدا / خيرٌ: خبر / صداقةُ: مجرور به حرف جر
اَلتَّمرينُ السّادِسُ: تَرْجِمِ التَّراکيبَ وَ الْجُمَلَ التّاليَةَ، ثُمَّ عَيِّنِ اسْمَ الْفاعِلِ، وَ اسْمَ الْمَفعولِ، وَ اسْمَ الْمُبالَغَةِ، وَ اسْمَ الْمَکانِ، وَ اسْمَ التَّفضيلِ. (ترجمه: ترکیبها و جمله های زیر را ترجمه کن؛ سپس اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مبالغه، اسم مکان، اسم تفضیل را مشخص کن.)
1- ربُّ المشرق و المَغرب (پروردگار مشرق و مغرب.) / اسْمَ الْمَکانِ: المشرق، المَغرب
۲- إنّكَ أنتَ عَلّام الغیوب. (همانا تو دانای غیبهایی.)/ اسْمَ الْمُبالَغَةِ: عَلّام
۳- .... مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ. يس: 52 (که ما را از خوابگاهمان برانگیخت. این همان وعده خداوند مهربان است و فرستادگان [خداوند] همه راست گفتند.)/ اسْمَ الْمَکانِ: مَرْقَدِ / اسْمَ الْمَفعولِ: الْمُرْسَلُونَ
4- يا مَنْ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ: (ای کسی که نیکوکاران را دوست داری.)/ اسْمَ الْفاعِلِ: الْمُحْسِنينَ
۵- يا أرْحَمَ الرّاحِمينَ: (ای مهربانترین مهربانان.) اسْمَ التَّفضيلِ: أرْحَمَ / اسْمَ الْفاعِلِ: الرّاحِمينَ
6- يا ساتِرَ کُلّ مَعيوبٍ: (ای پوشاننده هر عیبی.) / اسْمَ الْفاعِلِ: ساتِرَ / اسْمَ الْمَفعولِ: مَعيوبٍ
7- يا غَفّارَ الذُّنوبِ: (ای بسیار آمرزنده گناهان.)/ اسْمَ الْمُبالَغَةِ: غَفّارَ
اَلتَّمرينُ السّابِعُ: عَيِّنِ الْكَلِمَةَ الْغَريبَةَ في كُلِّ مَجموعَةٍ. (ترجمه: کلمه ناهماهنگ را در هر مجموعه مشخص کن.)
1- صَباح (بامداد) □ مَساء (شب) □ لَيْل (شب) □ مَيْت (مرده) ■
2- عُجْب (خودپسندی) □ لَحْم (گوشت) ■ فُسوق (آلوده شدن به گناه) □ إثْم (گناه) □
3- كَبائِر (گناهان بزرگ) ■ نِساء (زنان) □ رِجال (مردان) □ أَوْلاد (فرزندان) □
4- سَخِرَ (مسخره کرد) □ عابَ (عیب جویی کرد) □ ساعَدَ (کمک کرد) ■ لَمَزَ (عیب گرفت) □
5- أَحْمَر (قرمز) ■ أحسَن (بهتر) □ أَجْمَل (زیباتر) □ أَصْلَح (صالح تر) □
6- أَصْفَر (زرد) □ أَزْرَق (آبی) □ أَبْيَض (سپید) □ أَكْثَر (بیشتر) ■
اَلتَّمرينُ الثّامِنُ: ضَعْ فِي الْفَراغِ كَلِمَةً مُناسِبَةً. (ترجمه: در جای خالی واژه مناسب را بگذار.)
1- اِشْتَرَيْنا ................... وَ فَساتينَ بِأَسْعارٍ رَخيصَةٍ فِي الْمَتْجَرِ. سَراويل(شلوارها) ■ أَشْهُراً (ماه ها) □ مَواقِفَ (ایستگاه ها) □
(در فروشگاه شلوارها و پیراهن های زنانه را با بهای ارزان خریدیم.)
2- مَن ................... الْمُؤمِنينَ فَعَلَيهِ أَنْ يَعْتَذِرَ إلَيهِم. اِغْتابَ (غیبت کرد) ■ اِتَّقي (پروا کرد) □ مَدَحَ (ستود) □
(هرکس از مؤمنان غیبت کند پس باید از ایشان پوزش بخواهد.)
3- حاوَلَ الأَعْداءُ أَنْ ................... بِنا و يَسْخَروا مِنّا. يَسْتَهْزِئوا (ریشخند می کنند) ■ يَسْتَسْلِموا (دریافت می کنند) □ يَسْتَقْبِلوا (به پیشواز می روند) □
(دشمنان کوشیدند که به ما را ریشخند زنند.)
4- أَرادَ الْمُشتَري ................ السِّعْرِ. نَوعيَّةَ (جنس) □ مَتْجَرَ (مغازه) □ تَخْفيضَ (تخفیف) ■
(خریدار تخفیف قیمت خواست.)
البحث العلمیّ (ترجمه: پژوهش علمی.)
اِسْتَخْرِجْ خَمْسَةَ أَسْماءِ تَفضيلٍ مِنْ دُعاءِ الِإفْتِتاحِ. (پنج اسم تفضیل را از دعای افتتاح بیرون بیاور.)







این وبجا برای گسترش و آسانسازی آموزش عربی یازدهم ساخته شده است. خواهشمندم بازدیدکنندگان ارجمند مرا در بهبود این وبجا یاری رسانند. اگر متن یا برنامه سودمندی در دست دارید به رایانامه نگارنده بفرستید تا در این وبجا به نام خودتان به نمایش درآید.